عزیز دل - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:17
گاهی فقط بشنو بی قضاوت بی همدردی ، بی نسخه پیچی ! گوش که باشی درد کم میشود !!!
هى رفيق - تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 17:17
ميان كه بهت ضربه بزنن !!آدم هايي كه نزديك ت شدندو آنهايى كه نزديك شان شدى ...
دوست - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 23:13
گاهى فكر ميكنم بهتره آدم ها همديگر رو دوست نداشته باشناصلن با هم آشنا نشن چه كاريه اصلن ؟تنها بودن خيلى بهتر از با آدم ها بودنهاما بعضى ها خيلى خوبن و نميشه ازشون براحتى گذشتمث يه كباب خوشمزه وقت گرسنگى، يا مث يك نوشابه ى تگرى بوقت چله ى تابستونخيلي هم بد نيست گاهى با يه خوب هم صحبت بشى، يا همسفراما...
كاش - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 23:13
كاش ميشد مرد!وقتى كسى هوايت را نكنديا كسى حتى به بودنت ننازدكاش يقين داشتمكسى از رفتنم نرنجد ! نوشته شده در جمعه بیست و نهم دی ۱۳۹۶ساعت 23:43 توسط همنفس| Let's block ads! (Why?)
تكرار - تاریخ: 1396/11/14 ساعت: 23:13
تكرارهمانجا همان زمان من ، نگاهم ايستاده امكمى خسته تر امادرست همانگونه كه تنهايى ام را در آغوش داشتم و تو آمده بودى ! اينبار اما انتظارم به ابد نزديك است ...آغوشم سرد ، دلم پريشان ، واژه هايم يخ زده اند كاش آمده بودى قبل از كوچ من ... نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۶ساعت 17:59 توسط همنفس| Let...
تو چطورى؟ - تاریخ: 1396/6/23 ساعت: 15:56
تو چطورى؟ خيلى وقتها خيلى جاها وقت ها حرام شدلحظه ها به ظاهر ارزشمند امابيهوده تلف شدگرمى دستها تپيدن دلهاو حالا خاطره ايى كه آزار دهنده است...خرابم تو چطورى ؟ نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 17:30 توسط همنفس|
هم سفر - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 19:53
و گاهى اشتباهى در مسير هميمميمانيمميپوسيمبى ثمر ...
٩ - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:40
دو سه هفته از جنگ و دعواهاى من با خودم و اين شرايط سخت ميگذره ، اين وسط گند زده شد به تعطيلات عيد و همه ى خوشى هاى دورهمى فاميلى و مهمونى ها ، نميدونم شرايط سپيده چقدر سخته كه حتى نزديك تلفن هم نميتونه بياد تا لااقل من صداشو بشنوم ، فكرم كار نميكنه نميتونم تو خونه حرفى بزنم شايد اگه مطرح كنم بهم بخن...
١٠ - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:40
من و سپيده دلمون نميخواد از هم جدا شيم اما خانواده ى سپيده موافق من نيستن برا همين تصميم گرفتن براى هميشه از من دورش كنن ماه ديگه سپيده براى هميشه از ايران خارج ميشه و من تنها ميشم ! شوكه شدم و نميدونم چيكار كنم مث ديوونه ها تو خيابون قدم ميزنم رفتم خونه و چند بار پشت هم خونه شون زنگ زدم هر بار دادا...
11 - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:40
دلم ميخواست معجزه ميشد و يكى ما رو بهم ميرسوند من با همه ى گرفتارى ها هنوز اميدوارم و امروز بعد هفته ها استرس و گرفتارى سپيده خبر خوبى به من داد، به كمك امير تونستن بابا رو راضى كنن كه فعلن سپيده بمونه و من خيلى خيلى خوشحالم ، بعد از چند ماه پريشونى و استرس اوضاع كمى آروم شده و حالا من ميتونم با سپي...
12 - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:40
گفتم لطفن به من بگيد چى شده من از راه دورى زنگ ميزنم نگرانم ، متاسفانه پدر و يكى از برادران سپيده توى تصادف به رحمت خدا رفتن !!!دو روزه مرخصى گرفتم و اومدم خونه لباس عوض كردم دارم ميرم سمت شهرشون از يكى از دوستام خواهش كردم همرام باشه ، هوا گرگ و ميشه كمى هم سرد ، به بازار كه رسيديم به دوستم فرهاد گ...
13 - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:40
خانم دوستم به امير گفت يكى از دوستان سپيده است و تازه از خارج اومده و مدتيه كه از سپيده بى خبره امير گفت اگه يه ساعت زودتر اومده بوديد اينجا بود ، خداحافظى كردند و با شوهرش و بچه هاش تو راه برگشت به شهرشون هستند ، شماره موبايل سپيده رو داد ، حالا شماره سپيده تو دست خانم دوستمه و چند بار تماس گرفته ا...
دل - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:40
غربت دل ها رو كوچيك ميكنهدل كه كوچيك شدزودرنج ميشهزودتر ميگيرهزودتر دلتنگ ميشهحكايت ما غربت نشين هافاصله ى دل با دله نوشته شده در جمعه سی ام تیر ۱۳۹۶ساعت 14:58 توسط همنفس|
كجايى ؟؟؟ - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:40
كجايى ؟؟؟ دلم يك دوست داشتن ميخواهديك دوستت دارميك جفت چشم بستهيك آغوش بى منتيك همراهيك دوستبى آنكه متر كند همه چيز رادلم يك دوست ميخواهديك آرامش جاندل بدهمدل بدهد نوشته شده در چهارشنبه چهارم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:52 توسط همنفس|
ميشه لطفن ؟ - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:40
ميشه لطفن ؟ لطفن نباشنه در خاطرم ، نه اينهمه در يادمنه در رويانه در رنگين كمان آرزوهايم !لطفن خودت بردار ، داشته ها ، ساخته هاببر ، بدور بريزنميدانم ....فقط نباشخسته ام از اينهمه بودنت ...و تكرار و نرفتنت ... نوشته شده در جمعه ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت 18:54 توسط همنفس|
... - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:40
از بودن هاى هميشه ى تو ميترسماز آخرين " هميشه هستم " توياد تو مانده و بى قرارى هاى مندلم همينجاستپشت اولين رد پاى تو .... نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 22:23 توسط همنفس|
زيبا - تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 12:40
بيا گله كنيم :من از دوريتتو ...؟من از حسرت ديدارتتو ...؟من از تكرار نبودنتتو ...؟من از نرفتنت از يادمتو ...؟من از ماندن هاى بى توتو ...؟چه كردى با دلم؟آه كه چه پرم از گله نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:28 توسط همنفس|
دلتنگم - تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 5:09
دلتنگم جايى هست او دورهاهمانجاكمى آن طرف ترهمانجا كهجا مانده اميك نيمه ام آنجاست نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۶ساعت 23:52 توسط همنفس|
زيباى من - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:26
زيباى من من از تنهايى تو شايد نهمن از سر ذوق كودكانه تو شايد نهمن از دستم شايد در رفتيا كه شايد قلبم سر خورد به سمتتتو شايد نهمن هر لحظه بيشتر از هر روزمن هر بار بصد بارمن و من و من ...همه جا همه وقت غرقيم به يادتتو شايد نه نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۵ساعت 22:23 توسط همنفس|
بك گناه ! - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:26
بك گناه ! بيا خيال كن كه با منىهنوز از پنجره به بيرون و باران نگاه ميكنىخيال كن نيمه شب دلتنگ منىخيال كن نيمه شب از طبقه ى يازدهمبه بهانه پس دادن كتاببه ديدنم آمده ايىخيال كنخيال كه گناه نيست !!! نوشته شده در سه شنبه دهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 18:5 توسط همنفس|

برچسب‌های مرتبط

پدر بزرگ | پدر بزرگ رستم | پدر بزرگم رفت | افسوس در جدول | افسوس پری ماه | آهنگ شاد | آهنگ جدید | آهنگ هندی | ahd camera | ahd elite