تو بمان
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:26
تو بمان من از نگاه تومن از خيال توحتى از آن دفتر كوچك پاى تاقچه اتمن از ميان انبوه خاطراتاز آنهمه توهم و اميد و آرزوهاى نهانمن از ميان ذهن تومن از كنار دست تومن از همان شبانگاهكه گفتى آخرين نگاه من و توستاز آن آغوش كوتاه بى امانمن بى صدا ميروم اماتو بمانهمه جا و همه دم نوشته شده در سه شنبه هفدهم اسف
سال نو
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:26
سال نو مبارك اميدوارم سالى همراه با خوشى و سلامتى در پيش داشته باشيد و در همه ى كارهاى خوب موفق باشيد نوشته شده در یکشنبه سیزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 22:37 توسط همنفس|
كاش نپرسى چرا؟
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:26
كاش پيدايم ميكرد من گم شده ام در اين ناكجا آباد كاش يكى پيدايم ميكرد و نميپرسيد چرا؟ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 22:50 توسط همنفس|
بى تو
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:26
همه به يكى تكيه ميكنن اما من از بودن در كنارت حتى به فكردن به تو به اينكه بايد هميشه مواظب همه چيزم حتى نفس كشيدنم باشم ، ميترسم من از تو در هراسم !!! نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 14:29 توسط همنفس|
يه حقيقت تلخ !
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:26
اگه تا وقتی نری سمتش نمیاد سمتت اون رابطه یه رابطه مرده اس اینقد الکی خودتو کوچیک نکن نوشته شده در سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 23:13 توسط همنفس|
ازدواج
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:26
هيچوقت ازدواج نكن چون مجبور ميشى يه آدم مزخرف رو مدتى تحمل كنى !!!
شايد دير نباشه
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:26
شايد دير نباشه خودخورى ها تموم ميشندلخورى ها همخاطره هات كه كمرنگ شدنميرمبى خدافظى .... نوشته شده در شنبه ششم خرداد ۱۳۹۶ساعت 20:31 توسط همنفس|
اشك
-
تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 1:26
اشك ها خيلى فرصت طلبنددرست وقتى از همه ى دنيا سيرىوقتى دلتنگ و دلگيرىوقتى مشت بديوارسر به آسمانىوقتى همه ى در ها رو بسته ميبينى وگوشه ى رينگىبه يك كلاموقتى تسليم تسليمىبغضت رو ميتركونناشك ها رو ميگمخيلى فرصت طلبند ... نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 20:16 توسط همنفس|
پدر بزرگ
-
تاریخ: 1395/10/4 ساعت: 12:16
حواسمون نيست به اونهايى كه هستند .وقتى رفتى من اونقدر تو ذهنم عقب رفتمتا زمين خوردنم و گير كردن دندونام اسب هاى چوبى و دنبال كردن اردك هاو به خنده هاى شيرينت كه رسيدم بغضم گرفت ....
پدر بزرگ .
-
تاریخ: 1395/10/4 ساعت: 12:16
يكى رفت كهجاى كسى رو تنگ نميكرد...
افسوس
-
تاریخ: 1395/10/4 ساعت: 12:16
ما دريغ ميكنيمازهملبخند رانگاه راعشق را واژه را حتى بقدر يك سلام
آه
-
تاریخ: 1395/10/4 ساعت: 12:16
و من كه زود دل بستمبه تو به خنده هايتبه آغوش گرمتو تو زودبه رفتن
شايد.....
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 13:33
بعضى وقتا نگاهى تا ابد در ياد ميماندبعضى وقتا صدايى تا آخر عمر در گوش مى پيچدمن اما جداى همه ى يادگارى هاى به جا مانده از توادبيات گفتارى و نوشتارى ترا با خودم به امانت در دل دارممن بيش از پانصد صفحه مكالمات نوشتارى مان را بارها خوانده ام وقتى مينويسى " شايد"بوى ترا حس ميكنمحس نابينايى را دارم كه بو...
همنفسم
-
تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 13:33
هنوز در لابلاى حسرت هاى نافرجام منچشمانى نگران من استنگران خستگى من هنوز در سراب اين غربت بى پايانمن همنگران تو امنگران اشك هاى بى بهانه اتآمدم با دلمنشد كه بمانم ... از رفتن اما پشيمانم !و يك حسرت كه رهايم نميكندو نيز يك آرزوكه مانده در دل صد آرزوى نشكفته ام !
م خ ا ط ب عزيز
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 18:03
کم لطفی تا این حد؟هر لحظه به یادتان هستم. من نيز همچنان فكر ميكنم كه تو عاشقم بودى با همان حرارتى كه دستهايم را ميفشردى باهمان نگاه معصوم كه اشك هاى بى هوايت قلبم را ميلرزاند اميدوارم همان باشى كه برايت مينويسم !
عشق است !
-
تاریخ: 1395/7/3 ساعت: 5:36
دردهايت را بگذارگريه هايتناله هاى بى كسى هايت را هماينبار با دلى مستلبى خندان بى غم و چشمى نيمه بسته و خمارآنگونه كه گويى ساعت ها " مى " زده ايىبه آغوشم بيا...
يكى از هزاران درد
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:15
و كسى پيدا نشد دوستم بدارداز عشقش از احساسش برايم خرج كنددنياى غريبى است هر كسى همنشين دل شد نداشته هايش را از من خواست !
بيرنگ
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:15
بيا هر كسى خودش بماند !همان كه بودبيا خود را و همديگر را عوض نكنيم خود را به خود بسپاريممن خودِ تو راو تو من ِ مراباور كندوست بدارو عاشق شوهمان كه من كردم !!!
كركره پايين است
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:15
تعطيل ميكنم اين عشق هاى نافرجام رو اين دلبستن هاى بى خودى رواقا تعطيلم تا اطلاع ثانوى
يكطرفه هاى بى فرجام
-
تاریخ: 1395/6/24 ساعت: 2:15
بيا برگرداز همه ى جاده هاى يكطرفهاز همان ابتداى دلدادگى !از همان نگاه اولبوسه هاى يواشكى برگرد وقتى دلت گواه ِ يكطرفه بودن ميدهدشك نكن برگرد...