حواسمون نيست به اونهايى كه هستند .وقتى رفتى من اونقدر تو ذهنم عقب رفتمتا زمين خوردنم و گير كردن دندونام اسب هاى چوبى و دنبال كردن اردك هاو به خنده هاى شيرينت كه رسيدم بغضم گرفت ....
برچسب: پدر بزرگ,پدر بزرگ رستم,پدر بزرگم رفت,
نویسنده: مبین اسدیپور
تاريخ: شنبه
4 دی
1395 ساعت: 12:16