عاشقی تا کی ؟؟ پرسیدم و خندید
خسته ام بی صدایت ،
آرزومندم لبخندت را
گفتنی ها را من میگفتم و
او در سکوت میرفت ...
نوشته شده در شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۹ساعت 17:33 توسط همنفس|
برچسب: نویسنده: مبین اسدیپور تاريخ: سه شنبه 6 آبان 1399 ساعت: 5:26